انسان بالغ کیست؟

انسان در سراسر عمر خود با کسب تجربه، تکامل می‌یابد. انسان بالغ به عنوان فردی که فرآیند پیشرفت را در مراحل طبیعی تحقق می‌بخشد، ویژگی‌های بنیادی زیر را کسب می‌کند:

۱) انسان بالغ متوجه مرزهایی که او را از دیگران متمایز می‌سازد، بوده و در حراست از مرزهای شخصیتی خویش حساسیت نشان می‌دهد: چنین شخصی با خانواده‌ی خود رابطه‌ی خوبی داشته و پیوسته رفتار همیاری از خود نشان می‌دهد و در عین حال اجازه نمی‌دهد که دیگران از او سوءاستفاده بکنند و بدون رضایت او تصمیماتی برای او بگیرند و او را در جهتی سوق بدهند و به او امر و نهی کنند؛ به عبارت دیگر، انسان بالغ از احساس ترس و گناه رهایی یافته است و در چهارچوب دلخواه خویش به زندگی خود جهت می‌دهد.

در خانواده ناسالم برای کودک در شکل گیری شخصیت خاص خود اجازه داده نمی‌شود. شخصی که در خانه قدرت را در دست دارد مخالف شکل گیری شخصیت مستقل است؛ تسلیم شدن و فرمان برداری همه از او خواسته‌ی اوست.

 کسانی که رفتار خود را در جهت خواسته‌ی صاحب قدرت اصلاح نکنند به طرق مختلف تنبیه می‌شوند. کودک می‌خواهد مورد تأیید و پشتیبانی قرار گیرد؛ اگر شرایط خانواده آزادی آشکار سازی شخصیت خود را به او به دهد، به نحو سالمی در راه بلوغ رشد می‌کند و اگر شرایط خانواده به آشکار سازی شخصیت او امکانی قائل نشود در این حالت یک فرد وابسته در جهت خواسته‌ی خانواده بار می‌آید؛ رشد روانی او دچار ایستائی می‌شود.

انسان-بالغ، آیا-من-انسان-بالغ-هستم، بالغ،

۲) انسان بالغ متوجه مرزهایی که او را از دیگران متمایز می‌سازد، بوده و در حراست از مرزهای شخصیتی خویش حساسیت نشان می‌دهد: بذر احترام به خود و ارزش قائل شدن به خود، در خانواده پاشیده می‌شود. اعضای خانواده‌ای که کودک را همان طوری که هست می‌پذیرند، از او حمایت کرده و به او دل و جرئت می‌دهند، تخم ارزش شخصیتی کودک را می‌کارند.

بخوانید:  رابطه ی خانواده و کودک درون چیست؟(تکامل بالغ شدن)

۳) انسان بالغ کسی است که بین زندگی معنوی، هوشی و جسمی موازنه برقرار می‌کند: کسانی که فقط به ظاهر جسمی اهمیت قائل‌اند و یا فقط رضایت خود را در تلاش‌های فکری جستجو می‌کنند، خودشان در دوران کودکی در درون خانواده در این جهت مورد حمایت قرار نگرفته و جوانب دیگر خود را رشد نداده‌اند. اگر خانواده سالم باشد کودک به طور طبیعی به رشد همه جانبه گرایش خواهد داشت. بعد معنوی نیز یکی از مهم‌ترین جهانی است که رابطه‌ی فرد با دنیا را تشریح می‌کند.

متناسب با سطح درک کودک و با واژه‌های قابل فهم او، پاسخ دادن به سؤالاتش در زمینه‌ی جسمی، هوشی، طبیعت و دنیا، به مرور امکان رشد یک جهان بینی متعادل برای او فراهم می‌شود.

۴) انسان بالغ با احساسات و هیجانات خویش آشناست و امکان بیان آن را به شکل واقعی فراهم می‌سازد: هیجانات مانند کپسولی بخش عمده‌ای از نیروی زندگی را در خود جای می‌دهد. اگر امکان ابراز چنین نیرویی فراهم نگردد در داخل کپسول متراکم شده و می‌ماند و کم کم شروع به مهار کردن رشد طبیعی انسان می‌کند.

انسان-بالغ، آیا-من-انسان-بالغ-هستم، بالغ،

احساسات و هیجانات ما مؤثر بودن رابطه‌ی ما با دنیای درون و بیرون ما را میسر می‌سازد. به عنوان مثال:

  • خشم، امکان پاسداری از مرزهای شخصیتی و حیثیتی را برای فرد فراهم می‌سازد.
  • ترس، برای دوری جستن از شرایط خطرناک، راهنمایی برای ماست.
  • اندوه، نمادی از فرا رسیدن زمان جدایی یک رویداد و یا شخص است.
  • گناهکاری، احساسی است که راهگشای شکل گیری احساس وجدانی ماست.
  • شرمساری، ضرورت آشنایی با مرزهای خودمان و محدود بودن توانمندی ما را می‌آموزد
  • سُرور، علامت این است که هر چیزی بر وفق مراد است.

          

            اگر این شرایط ها را در خودتان می بینید، شما انسان بالغی هستید!