چگونه شخصیت خود را بسازیم؟

شخصیت مستقل و شخصیت وابسته

ویژگی‌های شخصیت بنیانی سالم و شخصیت وابسته

اساسی‌ترین ویژگی شخصی که نتوانسته است رشد سالم کودک درونی خود را کامل کند، “در نظر نگرفتن خودش به عنوان یک موجود واحد و وابسته کردن هستی خود به دیگری است”. به عبارت دیگر چنین اشخاصی قادر نیستند به تنهایی موجودیت داشته باشند. و از نظر روان‌شناختی پیوسته به دیگران وابسته می‌باشند.

شخصیت افرادی که کودک درونشان بیمار هست «وابسته» است. زیرا که چنین افرادی مفهوم سعادت و ارزش‌های زندگی خویش را در دیدگاه، گفتار و رفتار کسانی که با آنها در ارتباط هستند و به یک کلام در ارزش‌هایی که دیگران به او قائل هستند، جستجو می‌کنند؛ به درک دیگران وابسته شده‌اند. شخصیت وابسته، بنیان ساختار آنها را تشکیل می‌دهد. (چشمشون به دهن بقیه است)!

کودک درونی شخصی که در یک محیط سالم رشد کرده است، سالم است، چون دوران رشد خود را مرحله به مرحله به نحو سالمی تکمیل کرده است و یک شخصیت مختص خود را دارد.

برخی ویژگی‌های شخصیت واقعی و وابسته به طور خلاصه در جدول ذیل ارائه شده است که با کمک این جدول میتوانسم شخصیت خود را بسازیم.

شخصیت بنیانی سالم

شخصیت وابسته

کامل، اصلی، واقعی

نقاب دار، تقلبی، ساختگی

خود به خودی

طراحی شده و برنامه ریزی شده‌ی قالبی

آغوش باز، سرشار از عشق

پشت کرده، آکنده از ترس

می‌دهد، سعی می‌کند به طرف مقابل برسد.

می‌گیرد، در لاک خود فرو رفته است.

 خود و دیگران را بدون پیش داوری‌های همان طوری که هستند، قبول دارد.

مملو از رشک، منتقد (از جنبه‌ی منفی- م) کامل گرا

آکنده از شفقت و شعور

در راستای انتظارات دیگران حرکت می‌کند.

بی قید و شرط دوست می‌دارد.

عشق او مشروط است.

متوجه احساسات خود است و ترسیدن از آن را پنهان نمی‌کند.

منکر احساسات خود است و آن را مخفی می‌کند.

رفتاری با اعتماد به نفس دارد.

یا متجاوز و یا غیر فعال است.

علاوه بر عقل و منطق، حدس و گمان خود را نیز به کار می‌گیرد.

فقط عقل و منطق خود را به کار می‌گیرد و حدس و گمان خود را رد می‌کند.

کودک درون خود را می‌شناسد، به آن عشق می‌ورزد و می‌تواند مثل کودکی معصوم و خوشبخت باشد.

والدین درونش خیلی قوی است، مدام از بالغین تقلید می‌کند و یا رفتار کودکانه‌ی نامناسب از خود نشان می‌دهد.

بازی و نشاط بخشی از زندگی او است.

از بازی و نشاط دوری می‌گزیند.

نقاط ضعف خود را می‌داند و آن را می‌پذیرد.

همیشه سعی می‌کند ظاهر قوی داشته باشد.

به نیرو و توانایی خود واقعاً ایمان دارد.

به نیرو و توانایی خود اعتمادی ندارد.

برای باور و اعتماد کردن به دیگران باز است.

به کسی اعتمادی ندارد.

به دیگران اجازه می‌دهد پیام‌های خوب و مثبت به او بدهند.

به دیگران اجازه نمی‌دهد به او پیام‌های خوب و مثبتی بدهند.

زندگی را همان طوری که هست قبول دارد.

مدام سعی می‌کند زندگی خود را تحت نظر و کنترل خود قرار دهد.

می‌تواند پیام‌های ناخودآگاه را حس کند و برای آنها باز است.

نمی‌تواند پیام‌های ناخودآگاه را حس کند برای آنها بسته است.

احساس این که انسان‌ها یک خانواده است و او عضوی از این خانواده است، در او سنگینی می‌کند.

خود را جدا، بریده و منفرد از انسان‌ها می‌بیند.

پیوسته در فرآیند رشد روانی قرار دارد.

رشد روانی برای او مفهومی ندارد. شیوه‌های رفتاری که به آن گیر کرده، هر چقدر هم تلخ آمیز باشد، باز هم آن را تکرار کرده و می‌ماند.

دنیایی غنی مختص خود دارد.

فاقد دنیای مختص به خود است، همه از هر چیز مربوط به او آگاه است.

شخصیت وابسته چگونه ایجاد می‌شود؟

وچگونه شخصیت محکمی داشته باشیم؟

در مقاله ی بعدی به این سؤال باز خواهیم گشت. میدانیم که محیط خانواده مهم‌ترین عامل مؤثر در پرورش کودک است و چیزی که نمی‌دانیم این است که در درون خانواده چه رویارویی‌هایی کودک درون ما را زخمی کرده و رشد سالم او را متوقف می‌سازد. در قسمت‌های مختلف مقاله ی بعدی چگونگی زخمی شدن کودک درون ما از سوی خانواده و جامعه و فرهنگی که خانواده در آن قرار دارد و چگونگی وابسته شدن فرد، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

خلاصه‌ی کلام

با مراجعه به جواب‌هایی که به پرسش‌هایی که در این قسمت داده شده است، می‌توانید پیوند سالم و یا ناسالم کودک درون با والدین درونی خود را تشخیص بدهید. سؤالات داده شده با اصالت شخصیتی، نیازهای اساسی و زندگی شما در ارتباط است.

شخصیت فردی که کودک درونش بیمار است، وابسته است؛ زیرا که این شخص مفهوم زندگی، سعادت و ارزش‌های فردی خود را در دیدگاه، گفتار و رفتار کسانی که با او ارتباط دارند، به طور خلاصه در ارزشی که دیگران به او قائل‌اند، جستجو می‌کند؛ ارزشی که او به خود قائل است به درک دیگران وابسته شده است. بدین معنی که شخصیت وابسته بنیان ساختار او را شکل می‌دهد.

بخوانید: کودک درون چیست؟درمان شخصیت وابسته به کمک کودک درون.